گروه تواشیح و مدیحه سرایی رضوان تبریز
همه چیز درباره ی تواشیح

 

معنای لغوی

تواشیح در لغت، یعنی زینت و آرایش. لذا به اشعاری که به نوعی از نظر وزن، مضمون و محتوا، شادتر و جذاب‌تر از اشعار دیگر است، مُوَشَّح گفته می‌شود. مُوَشَّحات جمع کلمهموشّح است موشّح مترادف با توشیح و موشّحات مترادف با تواشیح به کار برده می‌شود. از جمله اصطلاحات دیگری که امروزه در ایران مترادف با تواشیح به کار می‌رود، مدیحه سرایی عربی است. به شاعر و مؤدی تواشیح «وشاح»گفته می شود

معنای اصطلاحی

تواشیح از حیث کاربردی و اصطلاحی آواز دینی است که موضوعات آن یا دعائی است و یا در مدح حضرت رسول (ص) و ائمه اطهار (علیهم السلام)، زبان آن عربی است و مملو از هنرهای زیبای تنغیمی است و عموماً ریتمیک است و اغلب بدون همراهی ساز است،دارای تکخوان است و گروهی که با آن همراهی کنند که به (بطانه) معروفند.

 

بقیه در ادامه ی مطالب 


تاریخچه

در تاریخ صدر اسلام آمده است که هنگام ورود پیامبر اکرم (ص) به مدینه، اهالی مدینه جهت استقبال پیامبر گرامی (ص) اشعار «طلع البدر علینا من ثنیات الوداع» را که یکی از تواشیح های امروزی است می خواندند. البته این نوع خواندن دسته جمعی در آن زمان نام موشح را نداشت.

در قرن نهم میلادی در سال 92 هجری قمری، در عهد حکومت مروانیان، طارق بن زیاد عامل موسی بن نصیر، جزیرة فندالیسیا را فتح کرد که بعدها نام این جزیره به صورت اندلس تغییر یافت. مسلمانان تا سال 897 هجری قمری حاکم بر اندلس بودند.

از همان ابتدا عده ای از مسلمین از جمله طایفه بنی الاحمر در آنجا مستقر شدند و از آن هنگام به تأثیر از طبیعت زیبا و آب و هوائی که فقط وصف آن در جزیره العرب بر سرزبانها بود ، اشعار شکل جدیدی پیدا کرد .

اشعار از حماسی شدید به اشعار لطیف و پر عاطفه تبدیل شد ، از توصیف بیابان و صحرا و جنگ و خون به توصیف آبشار و گل و سبزه و بهار مبدل گردید. از وزنهای طولانی به وزنهای کوتاه تغییر یافت . این اشعار جدید که از حیث وزن و تداول قافیه های متعدد با شعر مرسوم عرب تفاوت داشت «موشحات » نام گرفت و از جهت اوزان و قوافی، پدیده ای تازه در شعر عربی و شورشی علیه اسلوب های متداول شعری آن بود و قبل از این، عموماً قالب شعری قصیده بود .

همچنین قالبهای شعری مستقل دیگری نیز در کنار موشحات پدید آمد که می توان به (دو بیت) (موالیا) (الکان ماکان) و (القوما) اشاره نمود که با احتساب (قصیده) و (موشح) به شش قسمت تقسیم می شود و بعضی قالب هفتم را نیز تحت عنوان « الحماق» به این قالبها اضافه کردند.

نام دیگر موشح در زمان پیدایش، «النوع الجمیل من الشعر» است. نشأت و پیدایش آن انقلابی با شکوه بر علیه نظم قصیده و سایر اوزان عروضی به حساب می آمد، تعدد در قافیه ها آنرا  به شکل واضحی از اوزان عروضی دور می کند و از جمله اوزان عروضی که قبل از پیدایش تواشیح شباهت زیادی به آنها داشته است می توان ( رمل مجزوء ) و (رجز) را نام برد که بر خلاف قصیده ، قافیه های متعددی داشته است و از اوزان کوتاه و زیبا به شمار می روند .

طبق نظر ابن خلدون،  موشح ابتدا در اندلس پدیدار شد ، و نخستین کسی که موشح سرود در جزیرة اندلس  «مقدم بن معافر الغریری» یا نیریزی از شاعران امیر عبدلله بن محمد المروانی بود .

سپس ابو عبدالله احمد بن عبد ربه صاحب کتاب  «العقد الفرید» این فن را از او گرفت و این دو آنچنان اشتهاری کسب کردند که دیگران ، تحت الشعاع نام بلند آنان قرار گرفتند . از میان وشاحان : عباده القزاز شاعر المعتصم و ابن صحادح صاحب المریه را می‌توان نام برد.

چون موشح سرائی رواج یافت و گروهی از شعراء مانند ابوبکر بن زهیر (1113ـ1199 ) م و ابن بقی (1145) م و ابو جعفر عبدالله اعمی الطلبیطلی (قرن چهارم تا پنجم هجری)  و ابن باجه (1138) و ابن سهیل (1208 ـ 1251 ) و ابن الخطیب ( 1313 – 1374 ) م و ابن زمرک (1333ـ1389)  م و بعضی دیگر در این فن نام آور شدند. بعد از اینکه موشح به مشرق رسید بعضی از شعرای مشرق مانند ابن سناء الملک المصری و صفی الدین الحلی و ابن نباته الفارقی و ابن حجه الحموی و دیگران آثاری دلپذیر ساختند.

ابتدا موشحات برای غناء وضع گردید و موضوعات آن عموماً غزل، خمریات و وصف طبیعت بود ، سپس به مدح سلاطین و امراء راه یافت . بعد از آن موشحات در مجالس جشن از قبیل اعیاد ، مراسم زفاف و مناسبتهای دیگر مورد استفاده قرار گرفت و بعد از آن برای مدح حضرت رسول (ص) بکار بسته شد .

 این موضوع (مدح پیامبر (ص) )در کتب موشحات هنر کاملاً مستقلی محسوب شد و از شأن و منزلت والائی برخوردار شد و از حیث معنوی حامل مفاهیمی چون راستگوئی و ایمان و عشق به آن حضرت بود و از جمله وشاحینی که قبل از دیگران در این موضوع وارد شد (ابن الصباغ الجذامی) بود.

از هنر موشحات ، اهل تصوف نیز استفاده کردند و از پیشتازان این امر  می توان شیخ محیی الدین بن عربی ( متوفی 638 ) و ابوالحسن الشوشتری متوفی 668 را نام برد .

موشحات در (زهدیات) نیز مورد استفاده قرار گرفت . همچون (زهدیات ابن عبد ربه ) که عبارتند از قصیده هایی است که بعد از توبه اش سرود تا مایه تکفیر گناهان باشد و آنها را (محصنات) نام نهاد .

گر چه در حال حاضر غرض اغلب موشحات مدح و تضرع و دعا است ولی در برخی موارد برای مرثیه هم بکار گرفته شده است. چنانچه ابن حزمون را در موضوع مرثیه می توان نام برد همانگونه در موضوع هجاء نیز موشح سروده است. به مرور زمان موضوع مدح حضرت رسول (ص) نزد عامه و امامیه بر سایر موضوعات تفوق یافت و اسم «تواشیح» را به خود گرفت و به صورت وسیعی متداول گشت و نزد ما شیعیان مدح سایر معصومین نیز اضافه گردید و نیز استغاثه و توسل وندبه نیز به آن اضافه شد.تواشیح موضوع مشخصی از موشحات است که دال بر مدح حضرت پیامبر (ص) است

قالب شعری موشح
موشحات، یک مکتب موسیقی عربی مستقل است که با سایر مکاتب موسیقی عرب فرق دارد. اولین تفاوت اساسی آن با سایر مکاتب موسیقی این است که موشح نوعی طغیان و عدول از شیوه ادائی عام در موسیقی عرب تلقی می شود ، به این جهت که مکاتب دیگر موسیقی ، همواره موسیقی در خدمت شعر است بدین معنی که شعر استواری خودش را حفظ می کند و موسیقی باید خود را با آن وفق دهد ولی در موشحات مسأله عکس است یعنی در اینجا شعر است که باید خود را با نغمات و الحان وفق دهد به همین دلیل اوزان شعری موشحات با سایر اوزان عروض در شعر عرب فرق دارد . ثانیاً معمولاً در شعر سایر مکاتب موسیقی (مطلع) بیت اول بسیار قوی و جذاب سروده می شود اما در موشحات آخرین قفل (خرجه) چنین صفتی دارد.

انواع موشحات از حیث شعری

  1. موشحاتی که ساختار آنها به جهت اشتراک وزن اقفال و ابیات دقیقاً قابل تشخیص نیست.
  2. موشحاتی که به جهت وجود تفاوت شدید بین وزن اقفال و ابیات ساختارشان برای مستمع کاملاً آشکار و واضح است.
  3. موشحاتی که مطابق اوزان عروضی معروف و متداول شعر عرب ساخته شده است.
  4. موشحاتی که ساختار آنها به دلیل از هم پاشیدگی وزنیِ کلمات نامشخص است و فاقد وزن مشخص و آشنا می‌باشند که وزن آن با شیوة آهنگسازی جبران می شود.

البته در برخی موشحات الزاماً رعایت دقیق اعراب کلمات ناممکن است و عدول از برخی قوانین مانند کشیدن حرکات کوتاه بیش از حد لازم ، یا ساکن کردن متحرک و حرکت دادن ساکن در صورتی که معنا را برساند و برای مستمع قابل فهم باشد مجاز محسوب شده است. در این نوع موشحات، ممکن است بر کلمه ای بی معنی مکث شود یا کلمه‌ای کشیده شده یا بر آن تکیه شود.

ساختار موشح
شعر موشح سنتی و متداول قدیم از قسمتهای قفل،‌خرجه، دور، بیت و سمط تشکیل شده است.

1- قفل: بیت یا ابیاتی از شعر است با قافیه ای مشخص که معمولاً در ابتدای موشح قرار می گیرد و بعد از چند بیت با قافیه های مختلف ، همراه با قافیه اول تکرار می‌شود.

2- دور: بخشی از موشح است که بین دو قفل سروده می شود

3- سمط: هریک از اجزای دور را مصرع یا سمط گویند.

4- بیت: بیت متشکل از یک دور و قفل ما بعد آن است.

5- خرجه:  قفل آخر موشح را خرجه می گویند. خرجه باید از حیث معنی و لحن در اوج زیبائی باشد و نتیجه نهایی باشد و هیجان را در مستمع بوجود آورد .

عموماً موشح دارای حداکثر 7 قفل است و همیشه تعداد ابیات کمتر از اقفال است.

 

طرب الدوح من غنا القمرِ؛ فرقصن الکؤوس بالخمرِ؛(قفل)

 وقیان الطیور قد غنتِ؛ و عن الموسیقی قد اغنتِ ؛ (دور)

و إلیها أرواحنا حنتِ؛ و امثانی بالضرب قد أنتِ

واکف الغمام بالقطرِ؛ نقطت فی الریاض بالدرِ؛ (قفل)

 و لنوح الهزار فی الغصنِ؛ شق قلب الشقیق بالحزنِ؛ (دور)

والقنانی قهقهن عن دنِ والحیا قال من بکاجفنی

 

أصبح الروض باسم الثغری؛ و علی النظم جاد بالنشرِ؛ (خرجه یا آخرین قفل)

 

البته به جهت تبعیت شعر از موسیقی، موشحاتی سروده شده است که تفاوت اندکی با ساختار فوق دارد مانند:

 

لنزول الذکر فی یوم قدسی الفجر - لک اتینا؛ (قفل)

یاغار الوحی اخبرنا عن هذا الامر

للرسل امام  للناس سلام  للوحی ختام  فلنومن فیه؛ (دور)

والذکر اتاه  منهاج هداه  والله حباه   جلت معانیه

 

سمی احمد     وله اکد    وبه نسعد   وهو المقصد؛ (قفل)

هو بدر تمام  جلی کل ظلام  له اسمی مقام  طالب مساعیه؛ (دور)

قدشع ضیاه   فی کل خطاه   والله رعاه     ویصلی علیه

وله یشهد    رب اوحد   خبر مسند    فهو محمد؛ (خرجه یا آخرین قفل)

 

ارکان لحنی موشح
عموماً موشحات ریتمیک هستند و به عبارتی با وزن (ضرب) همراه هستند که ویژه آنها ادا می شوند و اغلب از اوزان 8/10 (سماعی ثقیل) ،4/4 (وحده کبیره) ، 4/2 (وحده صغیره) ، 4/8 (مصمودی) ، 8/7 (دور هندی ) و (نوخت) ،4/3 (والس) ، 8/6 (دارج) . در موشحات استفاده می شود .

یک موشح سنتی عربی اصولاً از چهار رکن اصلی تقسیم می شود:

ملودی محوری اول، که عبارت است از یک ملودی ثابت و محوری در یکی از مقامهای عربی که توسط کر خوانده می شود.

ملودی محوری دوم، که عبارت است از تکرار همان ملودی با کلمات و اشعار جدید.
خانه، که عبارت است از یک یا چند ملودی جدید که از حیث مقام و احیاناً ریتم با ملودی اول فرق دارد و با پردة صوتی متفاوت ادا می‌شود و اصولاً بین تک خوان و کر رد و بدل شده و احیاناً به تغییر مقام (مدلاسیون) پرداخته می شود.
قفله، عبارت است از شیوة برگشت از مقامهای متنوع به مقام اصلی (ملودی محوری اول) با ظرافت و زیبائی فائق و به پایان بردن موشح.

 

ارکان فوق بنای اصولی یک موشح است اما ممکن است انواع دیگری نیز یافت شود از جمله اینکه فقط یک ملودی محوری داشته باشد و یک خانه و یک قفله و یا سایر ترکیبات. 
ملودی محوری یک تواشیح ، نامهای دیگری از قبیل بدنیه ، مذهب و تسلیم نیز دارد که کم و بیشمصطلح می باشند.
موشحین مشهور جهان اسلام

علی محمودی

طه الفشنی

عبد السمیع البیومی

محمّد الفیومی

محمّد نقشبندی

نصر الدّین طوبار

محمد احمد بسیونی

محمد عربی القبانی

توفیق المنجد

حمزه الشکور

منیر عقله

سلیم عبد العقاد

محمد عارف العسلی

عماد رامی

البساتینی

عبد العزیز زکی

محمد عمران

طلعت عبد الحمید

عبد القادر المرعشلی

زهیر المنینی

ممدوح عبد الجلیل

سلیمان داود

مسلم البیطار

نور الدّین خورشید

وهبه الزهیلی

محمّد خالد مجبر

رشاد موسی مشعل

صلاح محمد شمس الدین

محمد العزاوی

حسن عبد العال قاسم

عثمان النبراوی

 

 

 

 

 

برخی گروه‌های تواشیح و مشهور ایران

ثقلین اهواز

قدر تهران

فدک الزهراء مشهد

طارق تبریز

قدر تهران

نورالزهراء خوزستان

طاها تبریز

الغدیر قم

محراب تهران

کوثر اصفهان

نور مازندران

اسوه تهران

اهل بیت تهران

جامعه قاریان مشهد

سبطین اهواز

شمیم بهشت مشهد

عروه الوثقی مشهد

سبحان اصفهان

سلاماصفهان

فلق اصفهان

 

نویسنده:حسین قربانی
...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳٩۱/۱۱/٩ -